سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

244

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

صرف اسم مفعول از ناقص يائى مرمىّ / مرمىّ / يك مرد تير خورده مذكر / مرميّان / دو مرد تيرخورده / مرميّون / مردان تيرخورده الى آخر مشتقات ناقص يائى از باب رعى - يرعى ماضى معلوم / رعى / چرانيد يك مرد غائب در زمان گذشته ماضى مجهول / رعى / چريده شد يك مرد غائب در زمان گذشته مضارع معلوم / يرعى / مىچراند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مضارع مجهول / يرعى / چرانيده مىشود يك مرد غائب در زمان حال يا آينده امر غائب معلوم / ليرع / بايد بچراند يك مرد غائب در زمان حال امر غائب مجهول / ليرع / بايد چريده شود يك مرد غائب در زمان حال امر حاضر معلوم / ارع / بچران اى مرد حاضر در زمان حال امر به صيغه / لترع / چريده شو اى مرد حاضر در زمان حال نهى / لا يرع / نبايد بچراند يك مرد غائب در زمان حال جحد / لم يرع / نچرانيده است يك مرد غائب در زمان گذشته نفى / لا يرعى / نمىچراند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده استفهام / هل يرعى / آيا مىچراند يك مرد غائب در زمان حال يا آينده اسم فاعل / راع / يك مرد چراننده اسم مفعول / مرعىّ / يك مرد چريده شده مصدر / الرّعى / چرانيدن و چريدن